ققنوس در باران

Phoenix in the rain Ahmad Shamlu

  • Title: ققنوس در باران
  • Author: احمد شاملو
  • ISBN: null
  • Page: 134
  • Format: Paperback
  • Phoenix in the rain, Ahmad Shamlu 1345 111 20

    • Best Read [احمد شاملو] ↠ ققنوس در باران || [Suspense Book] PDF ✓
      134 احمد شاملو
    • thumbnail Title: Best Read [احمد شاملو] ↠ ققنوس در باران || [Suspense Book] PDF ✓
      Posted by:احمد شاملو
      Published :2019-06-21T04:03:12+00:00

    2 thoughts on “ققنوس در باران

    1. 2 1379 .From English Ahmad Shamloo Persian pronunciation h m d e mlu , also known under his pen name A Bamdad Persian December 12, 1925 July 24, 2000 was a Persian poet, writer, and journalist Shamlou is arguably the most influential poet of modern Iran His initial poetry was influenced by and in the tradition of Nima Youshij Shamlou s poetry is complex, yet his imagery, which contributes significantly to the intensity of his poems, is simple As the base, he uses the traditional imagery familiar to his Iranian audience through the works of Persian masters like Hafiz and Omar Khayy m For infrastructure and impact, he uses a kind of everyday imagery in which personified oxymoronic elements are spiked with an unreal combination of the abstract and the concrete thus far unprecedented in Persian poetry, which distressed some of the admirers of traditional poetry.Shamlou has translated extensively from French to Persian and his own works are also translated into a number of languages He has also written a number of plays, edited the works of major classical Persian poets, especially Hafiz His thirteen volume Ketab e Koucheh The Book of Alley is a major contribution in understanding the Iranian folklore beliefs and language He also writes fiction and Screenplays, contributing to children s literature, and journalism.

    2. Phoenix in the rain, Ahmad Shamluتاریخ نخستین خوانش: ماه آگوست سال 1976 میلادیعنوان: ققنوس در باران - مجموعه شعر؛ شاعر: احمد شاملو؛ تهران، نیل، 1345، در 111 ص؛ موضوع: شعر شاعران معاصر ایرانی قرن 20 مچاپ دیگر: تهران، زمانه، نگاه، 1372، در 79 صچاپ دیگر: تهران، زمانه، 1379، در 79 ص، شابک: 9649100067؛چاپ دیگر: تهران [...]

    3. می‌خواهم خوابِ اقاقياها را بميرمخيال‌گونهدر نسيمی کوتاهکه به‌ترديد می‌گذردخوابِ اقاقياها رابميرم.می‌خواهم نفسِ سنگينِ اطلسی‌ها را پرواز گيرم.در باغچه‌هایِ تابستان،خيس و گرمبه نخستين ساعاتِ عصرنفسِ اطلسی‌ها راپرواز گيرم.حتا اگرزنبقِ کبودِ کاردبر سينه‌امگُل‌دهدــ [...]

    4. با کلیدی اگر می آییتا به دست خود از آهن تفتهقفلی بسازمگر باز میگذاری در راتا به همت خویشاز سنگ پاره سنگدیواری برآرمباری دلدر این برهوتدیگرگونه چشم اندازی می طلبدقاطع و برندهتو آن شکوه پاره پاسخیبه هنگامی که اینان همه نیستندجز سوالی خالی به بلاهتهم بدان گونه که باددر حرکت شاخ [...]

    5. قلبم را در مجری کهنه پنهان می کنمدر اتاقی کهدریچه ایش نیستاز مهتابیبه کوچه تاریکخم می شومو جای همه ی نومیدانمیگریمآه من !!!حرام شدم!با این همه- ای قلب در به دراز یاد مبرکه مامن و توعشق را رعایت کردیماز یاد مبر که مامن و توانسا ن را رعایت کردیمخود اگر شاهکا خدا بود!یا نبود

    6. آه تو میدانی که مرا سر باز گفتن کدامین سخن است از کدامین درد

    7. زبان نو پا و حتا تا حدي سنگين و خام شاملو در آيدا درخت خنجر و خاطره در اين دفتر به بار نشسته است.يك دستي صلابت و از همه مهمتر پختگي زبان شاملو را شاهد هستيم.از اين نظرها تجربه ي جديدي نيست چه لحظه ها و هميشه و آيدا در آيينه هم پيشتر قله هاي قابل قبولي در شعر شاملو بودند ولي با ققنو [...]

    8. می‌خواهم خوابِ اقاقياها را بميرمخيال‌گونهدر نسيمی کوتاهکه به‌ترديد می‌گذردخوابِ اقاقياها رابميرم.می‌خواهم نفسِ سنگينِ اطلسی‌ها را پرواز گيرم.در باغچه‌هایِ تابستان،خيس و گرمبه نخستين ساعاتِ عصرنفسِ اطلسی‌ها راپرواز گيرم.حتا اگرزنبقِ کبودِ کاردبر سينه‌امگُل‌دهدــ [...]

    9. شبانه: یله بر نازکای چمندر شبفراقیشبانه: شانه‌ات مجابم می‌کندهنوز در فکر آن کلاغمخطابه‌ی تدفینشکافسمیر میسپیده‌دمترانه‌ی آبیاز منظربارانشبانه: زیباترین تماشاستترانه‌ی بزرگ‌ترین آرزوپریدنسفرسه سرود برای آفتابمرگ ناصریچشم‌اندازی دیگرپاییز

    10. ما به حقیقت ساعت ها شهادت نداده ایمجز به گونه ی این رنج ها که از عشق های رنگین ادمیان به نصیب برده ایمچونان خاطره ای هر یک درمیان نهاده از نیش خنجری با درختی انگاه که خوش تراش ترین تن هارا به سکه ی سیمی توان خریدمرا دریغا دریغ هنگامی که به کیمیای عشق احساس نیاز است همه ان دم است ه [...]

    11. خدای رامسجد من کجاستای ناخدای من؟در کدامین جزیره آن آبگی ایمن استکه راهشاز هفت دریای بی زنهارمی گذرد؟***از تنگابی پیچاپیچ گذشتیم- بانخستین شام سفر -که مزرعه سبز آبگینه بود.و با کاهش شب- که پنداریدر تنگه سنگیجای خوش تر داشت -به در یائی مرده درآمدیم- با آسمان سربی ِ کوتاهش -که موج [...]

    12. سنگبرای سنگر،آهن برای شمشیر،جوهربرای عشقدر خود به جست و جویی پیگیرهمت نهاده‌امدر خود به کاوش‌امدر خودستم‌گرانهمن چاه می‌کـَنممن نقب می‌زنممن حفر می‌کـُنم

    13. چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری ات آزمونِ تلخِ زنده به گوری

    14. !با این همه- ای قلب در به دراز یاد مبرکه مامن و توعشق را رعایت کردیماز یاد مبرکه مامن و توانسا ن را رعایت کردیم

    15. در مورد شعر، به مطلبی که در وبلاگ گودریدز نوشته ام، مراجعه کنید؛/author_blog_

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *